LESSON

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒𝟔

پارت ۴۶ | اتاق B-17
راهروی قدیمی ساختمان تاریک بود.
همه پشت سر جونگ‌کوک حرکت می‌کردند.
در انتهای راهرو...
یک در فلزی قدیمی دیده می‌شد.
روی آن نوشته شده بود:
B-17
سوا کلید را در دست گرفته بود.
اما دستش می‌لرزید.
جونگ‌کوک آرام گفت:
ـ «لازم نیست تنهایی بازش کنی.»
سوا به او نگاه کرد.
ـ «نه.»
نفس عمیقی کشید.
ـ «این حقیقت درباره‌ی منه. باید خودم ببینمش.»
کلید را داخل قفل گذاشت.
تق.
در باز شد.
داخل اتاق...
هیچ چیز جز یک میز قدیمی، چند پرونده و یک ضبط صوت نبود.
کای آرام گفت:
ـ «همین؟»
جین‌وو جلو رفت.
ـ «نه...»
او به دیوار اشاره کرد.
روی دیوار عکس‌هایی بود.
عکس سوا...
از کودکی تا امروز.
اما کنار هر عکس، تاریخ و یادداشت‌هایی نوشته شده بود.
سوا با ناباوری نگاه کرد.
ـ «یکی... تمام زندگی منو زیر نظر داشته؟»
جونگ‌کوک اخم کرد.
ـ «این محافظت نیست.»
مکث کرد.
ـ «این کنترل کردنه.»
ناگهان ضبط صوت روشن شد.
صدای پدر سوا پخش شد:
ـ «اگر به این اتاق رسیدید، یعنی دیگر نمی‌توانم از شما محافظت کنم.»
همه ساکت شدند.
ـ «اما یک حقیقت وجود دارد که هیچ‌کس نمی‌داند...»
صدای ضبط کمی قطع و وصل شد.
ـ «سوا، تو دلیل شروع این جنگ نبودی.»
سوا نفس راحتی کشید.
اما جمله‌ی بعدی همه را شوکه کرد:
ـ «تو... دلیل پایان دادن به این جنگی.»
همه به هم نگاه کردند.
بعد ضبط ادامه داد:
ـ «اما مراقب باش... کسی که باید به او اعتماد کنی، همان کسی است که کمترین اعتماد را به خودش دارد.»
ضبط خاموش شد.
کای آرام گفت:
ـ «این یعنی چی؟»
همان لحظه...
یکی از پرونده‌ها از روی میز افتاد.
داخل آن یک برگه بود.
روی برگه فقط یک اسم نوشته شده بود:
جونگ‌کوک.
سوا با تعجب به او نگاه کرد.
و جونگ‌کوک برای اولین بار...
از دیدن اسم خودش ترسید.
دیدگاه ها (۰)

LESSON

LESSON

LESSON

LESSON

LESSON

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط